روانکاو

روانکاو

روانکاو

روانکاو کیست؟

روانکاوی در ابتدا شاخه ای از علم بود که انجام دادن آن نیاز به تخصص بخصوصی نداشت. در مراحل اولیه، روانکاوی روشی روشن و مشخص نبود. اما هرچه از رشد روانکاوی گذشت، تعریف روانکاو نیز مشخص تر شد. برای این منظور، ابتدا به یک تعریف از زیگموند فروید درباره روانکاوی و اینکه روانکاو کیست می پردازیم، و سپس به سایر ویژگی ها اشاره می کنیم.

هر کسی که این دو ویژگی را داشته باشد، روانکاو است

جمله ای معروف از زیگموند فروید وجود دارد که میگوید: هر کسی به دو پدیده «انتقال» و «مقاومت روانی» پایبند باشد، حتی اگر به نتایجی متفاوت از یافته های من برسد، باز هم روانکاو است. شاید این دو پدیده و این تعریف خیلی کلی از فروید واقعا برای تشخیص اینکه چه کسی روانکاو است و روانکاوی اساسا چیست، کافی باشد.

انتقال و مقاومت در روانکاوی چیست؟

روانکاوها همگی به یک شکل فکر میکنند؟

اگرچه ممکن است اصطلاح روانکاو و روانکاوی این تصور را به ذهن متبادر کند که همه روانکاو ها در نهایت به یک نوع فرمول بندی پایبند هستنند، واقعیت این است که مکتب های روانکاوی فراوانی وجود دارند که بعضا با همدیگر هیچ سنخیتی ندارند.

دربرخی از مواقع، شاخه های روانکاوی حتی ممکن است در تضاد با یکدیگر قرار بگیرند. برای نمونه، روانکاوی فروید، با روانکاوی کارل یونگ، با روانکاوی پیر ژانه، فرنزی، آدلر، کارن هورنای، آنا فروید، ژاک لکان، لاپلانش، و بسیاری دیگر، تفاوت های چشم گیر دارد.

کدام روانکاو مناسب شماست؟

در اینباره قبل تر  مفصل نوشته ام. می توانید برای مطالعه بیشتر به راهنمای انتخاب درمانگر پویشی، قسمت اول، و قسمت دوم مراجعه کنید. شرح اینکه کدام روانکاو مناسب شماست می تواند به فاکتورهای زیادی بستگی داشته باشد. اما قبل از اینکه بخواهیم ببینیم کدام روانکاو و متد روانکاو یا درمان تحلیلی مناسب شماست، بایست ببینیم که آیا شما ویژگی های لازم را برای تبدیل شدن به یک آنالیزان دارید؟

آنالیزان کیست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

به کسی که درمان تحلیلی انجام می دهد، تحلیلگر یا روان تحلیل گر گفته می شود. به کسی که تحت تحلیل قرار میگیرد آنالیزان گفته می شود. اگر یک آنالیزان بخواهد درمان روانکاوی بلند مدت بگیرد، می بایست ویژگی های زیر را داشته باشد.

ویژگی های آنالیزان در درمان تحلیلی

به طور مختصر، یک شخص علاوه بر کنجکاوی، امکان طی کردن پروسه درمان (اقامت ثابت در یک سال آینده، هزینه،…)، می بایست از ظرفیت درون نگری و ربط علی پدیده ها برخوردار باشد. برای نمونه، یک شخص ممکن است بگوید که من می فهمم مشکلاتم از گذشته سرچشمه می گیرند، اما نمی دانم چطور، و برای رفع شان چه کاری بایست انجام دهم.

نقش شما در ایجاد و پایداری مشکل چیست؟

این عبارت مشخص کننده برخورداری از ظرفیت مرتبط کردن اتفاق ها و حالات در زندگی است. حتی اگر یک شخص نداند که چطور چند واقعه با همدیگر مرتبط هستند، باز هم برای شروع کفایت می کند. ویژگی دیگر، دیدن نقش خود در زندگی است. 

شخصی که می گوید تمام مشکلات من ناشی از رفتارهای همسرم است، نمی تواند گزینه خوبی برای درمان تحلیلی باشد. زیرا او نمی تواند به نقش خودش، به هر نسبتی، واقف شود. البته ممکن است در طی درمان این ویژگی تغییر کند اما بهرحال یک نشانه منفی در شروع کار است.

آیا برای شروع بایست تست بخصوصی بدهید؟

برخی آزمون هایی که با روانکاوی عجیبن شده اند ممکن است بتوانند در حین پروسه کمک کننده باشند. این آزمون ها به طور کلی مجموعه ای از آزمون های فرافکن، تست مکانیزم های دفاع روانی، و یا آزمون سواپ هستند. برای شروع روانکاوی با یک روانکاو شما نیازی به انجام تست و آزمون روانکاوی ندارید، و صرفا مصاحبه بالینی می تواند کفایت کند.

آیا روانکاو می تواند دارو تجویز کند؟

وقتی که پس از جنگ جهانی دوم، تعداد زیادی از روانکاوها به آمریکا مهاجرت کردند، صورت و سیمای این رشته دچار تغییرات اساسی شد. یک روانکاو به طور معمول ارتباط بخصوصی با روانپزشکی ندارد. اما از جایی که در برخی از کشورهای در حال توسعه در نیم قرن اخیر، روانکاوی توسط روانپزشکان انجام شده است، عموما تصوری نسبت به نوشتن دارو وجود دارد.

روانپزشک ممکن است در کنار یادگیری حرفه روانپزشکی که سالها به طول می انجامد و علم شیمی مغز است، اقدام به یادگیری و انجام روانکاوی نیز بکند. در مجموع می توان گفت که علم نوشتن و تجویز دارو مربوط به حوزه روانپزشکی است و ارتباط بخصوصی با روانکاو ندارد.

آیا روانکاوی فشرده کوتاه مدت یا همان ISTDP می تواند مفید باشد؟

بدون شک، شواهد خوبی نسبت به اثرگذاری و اثربخشی این شاخه از روانکاوی که بسیار با علوم اعصاب نیز عجین شده، وجود دارد. برای خود من نیز این شاخه از جذابیت برخوردار بوده است. در مجموع می توان گفت که روانکاوی فشرده کوتاه مدت و یا به عبارت دقیقتر، روان پویشی فشرده کوتاه مدت intensive short-term dynamic psychotherapy دارای خوبی ها و چالش هایی است.

پویشی کوتاه مدت چیست؟

اگر چه پویشی کوتاه مدت بواسطه ساده سازی هایی که در خودش دارد، برای کسانی که می خواهند نفع مناسبی در مدت زمان کوتاهی ببرند، می تواند مفید باشد. اما اغلب خالی از برخی جنبه های کلیدی روانکاوی است. روان پویشی فشرده کوتاه مدت را می توان علاوه بر روانکاوی ترکیبی از بهشیاری (mindfulness) و علوم اعصاب کاربردی دانست که به میزان بیشتری نسبت به سایر شاخه های روان پویشی با پژوهش نیز همراه بوده است.

روان پویشی کوتاه مدت و اهمیت تنظیم اضطراب و هیجان ها

شاید برجسته ترین وجه روانکاوی کوتاه مدت، نگاه نیمه عصب شناختی آن به اضطراب و قرابت های هشیاری باشد. برای نمونه، نگاه کنید به این مقاله در مورد اضطراب و همچنین مقاله ای در مورد تنظیم اضطراب و مدیریت استرس که نگاه پویشی را نیز پوشش می دهد.

رویا و درون نگری عمیق؛ غائبان روان پویشی فشرده کوتاه مدت

در روان پویشی یا روان تحلیلی کوتاه مدت، تحلیل رویا و تامل عمیق درباره گذشته غائب است. بواسطه ساختار بخصوصی که این شاخه از روان تحلیلی دارد، چندان که باید و شاید به اساس خود روانکاوی پایبند نبوده است. نکته مهم دیگر این است که پژوهش ها حاکی از اثربخشی روانکاوی کوتاه مدت هستند. یک موضوع که در موقع بررسی میزان اثربخشی بایست به آن واقف باشیم، اساس سنجش اثربخشی بر پایه کاهش نشانه هاست.

پزشکی کاهش نشانه ها در برابر فهم بیماری

تصور کنید که یک شخص با مشکلات عدیده به مطب روانکاو مراجعه میکند. از کجا میتوانیم تشخیص بدهیم که پس از شش ماه چه تغییراتی در او پدیدار شده است؟ چه میزان جلسات روانکاوی برای او مفید بوده اند؟ و اینکه میزان اثربخشی خود روانکاو به چه صورتی و میزانی بوده است؟ اغلب موارد، بررسی این اقلام بواسطه پرسشنامه های کمی صورت می پذیرد. 

بر اساس بررسی، اگر یک شخص در نشانه های افسردگی، اضطراب و سلامت روان به طور کلی بهبود را نشان دهد، می گوییم این جلسات اثرگذار بوده اند. اما این نگاه ما را به مبحث چگونگی سنجش سلامت روان می برد که ممکن است پیچیده تر از آن چیزی باشد که بتوان به این سادگی آن را در قالب یک پرسشنامه و بیست، سی سوال در آورد..

روانکاو چه بیماری هایی را می تواند درمان کند؟

روانکاوی فرایندی فردی است، اگرچه شاخه هایی از درمان پویشی برای کودکان، و زوج ها و خانواده نیز وجود دارد. از منظر گنجینه دانش، سبد روانکاو بسیار غنی است و چندان با کمبود مواجه نیست.

البته همواره پیشرفت و رشد در هر حرفه ای رخ می دهد. به طور کلی، اغلب مشکلاتی که افراد با آن مواجه هستند به صورت دور افتادن از واقعیت درونی شان از راه واپس زنی، و یا گسست است. تجربه نکردن و فهم نشدن عواطف عمیق و تکان دهنده ای که یک فرد درون خودش دارد می تواند سبب بروز اضطراب شود و به همین سبب مشکلات عدیده زیادی را ایجاد کند.

روانکاو از منابع دانش غنی برای شناخت بیماری برخوردار است

روانکاو، افسردگی، اضطراب، وسواس، نگرانی از طرد شدن، نداشتن اعتماد و عزت نفس، و سایر پدیده های رایج روانی را می شناسد. اگر بخواهیم از این تعابیر ساده سازی شده عبور کنیم، بایست بگوییم که فرایند روانکاوی که همانا درون نگری کردن و توجه به تجربیات درونی است. فراتر از نام گذاری بیماری ها، قابلیت درمان بخش اعظمی از دشواری های روانشناختی را دارد.

به چه روش هایی می توان درمان روان تحلیلی را شروع کرد؟

آیا روانکاو باید تحصیلات خاصی داشته باشد؟

اثر گذاری تحصیلات بر روی نتایج درمانی کمتر از یک درصد است. برای این مدعی شواهد پژوهشی مستحکم و خوبی وجود دارد. اگرچه ممکن است وسوسه شویم که بگوییم برای انجام روانکاوی بایست شرایط بخصوصی وجود داشته باشد، اما واقعیت آن است که روانکاوی، مثل درمان وجودی، مثل فلسفه ورزیدن، مثل هنر ورزی، چیزی نیست که بتوان با تحصیلات و مدرک آن را ممکن کرد.

در واقع می توان این اصل را برای همه رشته ها و کارها نیز بکار برد. برای نمونه یک جراح متخصص قلب اگرچه در بهترین دانشگاه ها و دوره ها نیز شرکت کرده باشد و از همه آنها با نمرات خوب بیرون آمده باشد، بازهم از نظر من این موضوع ارتباط بخصوصی با توانمندی اش بعنوان یک جراح ندارد.

توانمندی و انگیزه مهم تر از نمره است

آفت بزرگی که امروزه با آن مواجه هستیم، مدرک گرایی است. برای گرفتن مدرک و گواهینامه یک حرفه بخصوص شما می بایست آنچه به شما آموزانده شده است را به نحوی بلد باشید و یا از حفظ در حافظه نگه دارید. اما چه کسی است که نداند انسان موقعی که دلش و انگیزه اش به مسیر بخصوصی باشد، هرگز نمی توان بر روی او بواسطه مدرک و نمره ارزش گذاری کرد؟

تحصیلات مهم است، توانمندی مهم تر

طبیعتا گذراندن دوره و تحصیل مهم است. اما نمی بایست دچار این توهم بشویم که بخواهیم توانمندی یک شخص را بر اساس مدرک او ارزیابی کنیم. به همین جهت، از نگاه من مدرک، دوره، تعداد کارگاه ها، و میزان فعالیت های یک شخص به هیچ وجه ارتباطی با توانمندی اش ندارد.

 یک شخص ممکن است بازی های موجود در فضای آکادمیک را به خوبی یادبگیرید و به همین سبب در فضای علمی پیشرفت کند. مقالات گوناگون بنویسد و یا حتی نامی برای خودش دست و پا کند. اما این گواهی های بیرونی، الزاما ربطی به توانمندی او ندارد. به همین سبب، انگیزه و توانمندی برای کمک رسانی و عمیق شدن در پدیده های روانی می تواند به قدر کفایت مهم باشد و ما را از بررسی سایر ملاک ها بی نیاز کند.

رزرو وقت روان درمانی

کانال تلگرام تجربه زیستی

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pocket
Pocket
اشتراک گذاری در email
Email
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در telegram
Telegram

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج − 1 =

اسکرول به بالا