مشاوره روانشناسی و روانکاوی

مشاوره روانشناسی: آیا ممکن است با شروع روانکاوی یا در حین آن حال شما بدتر شود؟

مشاوره روانشناسی: آیا ممکن است با شروع رواندرمانی یا در حین آن حال شما بدتر شود؟

یکی از ابعاد مهم مشاوره روانشناسی و روان درمانی که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تشدید مشکلات با شروع روند درمان است. بسیاری از افراد وقتی که به رواندرمانگر مراجعه می کنند، خصوصا کسانی که شناخت جامع و دقیقی از اینکه اساسا روانکاوی چیست ندارند. تصور می کنند که با یکبار مراجعه به یک روانشناس روانکاو می بایست مشکلات شان حل شود. حال هر قدر این شناخت بیشتر زاده‌ی تصوراتِ یک فرد باشد. بیشتر ممکن است انتظار داشته باشد که صرفا با یک جلسه مراجعه قرار است تغییرات اساسی اتفاق بیافتد.

پیش‌فرض نسبت به مشاوره روانشناسی و روانکاوی

بسیار پیش می آید که اشخاص کم مطلع، گمان می کنند که با مراجعه به رواندرمانگر یا مشاور روانشناسی و شرح اینکه مشکل چیست؟ روان درمانگر همچون حکیمی فرزانه برای آنها نسخه ای می پیچد و درست و غلط را نشان شان می‌دهد. 

همچنین بسیاری از زوج‌هایی که برای مشاوره روانشناسی مراجعه می‌کنند. اغلب تلاش می‌کنند که با گفتن هر آنچه که قبل‌تر در درون خودشان ریخته‌اند. از روان‌شناس بخواهند تا به آنها بگوید که «چه کسی مقصر است». و «چه کاری باید بکنند»؟ به طور سنتی، جلسات روانکاوی حدود پنج جلسه در هفته و هر جلسه به میزان سه ساعت زمان می برده است. این روند برای مدت حداقل یک سال و نیم و به طور متوسط و معمول سه سال ادامه می یافت.

روانکاوی و مشاوره روانشناسی در امروز

حال، تعداد روانکاو که به رویکرد سنتی درمان ادامه می یابند کمتر از قبل شده است. و به نظر می رسد که بخشی از این تغییر ناشی از کم حوصلگی و انتظارات بیماران باشد. همچنین، ایرادهایی همچون کمبود پژوهش ها در زمینه‌ی اثربخشی مشاوره روانشناسی مفصل و بلند مدت نیز، سبب چنین تغییراتی در نگاه کلی علمی و آکادمیک شده است. 

امروزه، با وجود همه‌ی این تغییرات اغلب به زمانی حداقل شش ماهه برای بررسی و رفع قابل تداوم یک بیماری روانی نیاز است. حال تصور کنید که یک بیمار بناست به مدت شش ماه با یک درمانگر در یک اتحاد درمانی شریک شود. و نیرویشان را برای درمان بیماری ایجاد شده متمرکز کنند. و با این وجود او تصور می کند که می بایست در جلسه‌ نخست همه چیز را به روانکاو بگوید.

پیش‌فرض های اشتباهی که در جلسه اول مشاوره روانشناسی رخ می‌دهد

در واقع، مشاور روانشناس در چنین حالتی در نقش فردی قضاوت‌گر که درست و غلط را می‌داند. و می‌تواند نظری حکیمانه بدهد قرار می‌گیرد. نقشی که با اساس حرفه‌ی روانکاوی در تضاد آشکار است. یکی از دلایل اصلی تشدید مشکلات بیماران موقع شروع جلسه‌ی روانکاوی نیز همین نگاه مخدوش شده و بی‌پایه‌ی بیماران است.

وقتی که یک فرد در همان جلسه‌ی اول، تمام خاطرات تلخ و دردناک و هولناک گذشته‌اش را برای درمانگر تشریح می‌کند. و یا حتی به آنها چندین و چند بار پیش از جلسه‌ی نخست فکر می‌کند. در عمل آنها را دوباره زندگی می‌کند.

تجربه مجدد تروما قبل از شروع روانکاوی

با این باز-زیستی، او خود را دچار همان دست احساسات و هیجان‌ها و افکاری می کند که مدت های زیادی تلاش کرده یا آنها را فراموش کند. و یا با روش‌های خود-ساخته یا آموخته شده از دیگران بر آنها غلبه کند. حال به یکباره خود را در جایگاه کسی قرار می دهد که با کوهی از مشکلات نزد شخصی دیگر می‌رود. که گمان می‌رود حلال مشکلات است. یکی از چالش های انجام روان درمانی و مشاوره، ایجاد ذهنیتی روشن و دقیق نسبت اینکه «درمان چیست؟» است.

هم‌نظری پیرامون چیستیِ درمان روانکاوی

چنانچه بیمار و روان درمانگر موفق نشوند نگاهی مناسب واقعیت مشاوره را بیابند. و بر روی آن توافق کنند. و به تبع آن، انتظارات و اهداف را تعریف کنند. احتمالا مشاوره روانشناسی در همان جلسه یا جلسات نخست با شکست مواجه می شود.

بیمار ممکن است گمان کند که تراپسیت به اندازه کافی در کارش ماهر نیست چرا که با همان نگاه اول تشخیص نداده است که مشکل چیست؟ بیمار ممکن است با حرکات و رفتار عیان و پنهانش این پیام را به ذهن هشیار و ناهشیار درمانگر ارسال کند. که چنانچه هر چه سریع تر نقشی که بر روی او فرافکنی شده است را نپذیرد. ادامه‌ی درمان ممکن نخواهد شد و بیمار دیگر باز نخواهد گشت.

مشاوره روانشناسی روانکاوی
نقاشی برخی از بیماران پیرامون شروع درمان

تله‌ی همه کار توانی پیشِ پای روانکاو

در چنین شرایطی، ممکن است یک درمانگر در تله‌ی همه کار توانی گرفتار شود. و سریعا تحت فرافکنی بیمار دربیاید. و در قالبی که برای او دوخته شده است فرو رود. چنانچه چنین اتفاقی بیافتد. درمانگر از جایگاه و حرفه‌ی درمانگری خارج می شود و پای به قلمروی حکیم و فرزانه می گذارد. 

البته فقط در ظاهر و در نقش. در عمل، از جایی که بیمار به شرح تکه و پاره شده‌ای از سرگذشت خود پرداخته است. و حال انتظار دارد که روانکاو «حالش را خوب کند». و یا به او کمک کند تا «خودش را خالی کند». وقتی که جلسه ی مشاوره روانشناسی را ترک می کند. چیزی غیر از چند توصیه‌ی آبکی که می تواست آنها را در اینستاگرام هم پیدا کند، دستش را نخواهد گرفت.

هر چیزی که می‌خواهد کاهش یابد، ابتدا زیاد می‌شود

اگر درمانگر و بیمار از این مرحله به سلامت عبور کنند. شانس به ثمر نشستن روانکاوی طبیعتا افزایش می یابد. اما این تازه شروع مسیری پر پیچ و خم و نیازمند توجه، دقت و باریک بینی است. دلیل مهم و برجسته‌ی دیگری که ممکن است سبب بدتر شدن حال بیمار شود. پدیده رایجی است که در طی فرایند مشاوره روانشناسی رخ می دهد. در طی آن بیمار پیش از اینکه حالش بهتر شود و بهبود یابد. وضع روانی اش بدتر می‌شود.

چرا شروع روانکاوی ممکن است حال شما را خراب کند؟

دلیل این امر می تواند نزدیک شدن و بررسی کردن اتفاق های تلخ در زندگی بیمار باشد. رویدادهایی که تا پیش از شروع روانکاوی و تحلیل آنها را درون یک اتاق محبوس کرده است. و تمام تلاشش را کرده تا از آن مشکلات فاصله بگیرد. حال که پس از مدت ها و یا حتی دهه ها درب آن اتاق را می گشاید. شدت و میزانِ زنده بودنِ آن خاطرات ممکن است سبب باز-تجربه کردن و باز-زیستنِ برخی از آنها شود.

تجربه اتفاق هایی که زندگی نشده اند

امری که تراپسیت می کوشد تا از آنها اجتناب کند. اما برخی خاطرات و احساسات و تجربیات هستند که حتی موقعی که رخ داده اند نیز در درون بیمار به تمامی تجربه نشده اند. که اگر چنین می بود به احتمال کمتری برای او ایجاد آسیب و بیماری می کردند.

پیام هایی دریافت نشده از تجربه های نزیسته

به همین جهت، یکبار برای همیشه زیستنِ این تجربه ها به جهتِ درک کردنِ معنا و پیام و اهمیتی که برای زندگیِ بیمار دارند. نه تنها ممکن است اجتناب ناپذیر باشد که حتی لازم و ضروری نیز هست. در یک روندِ خوب درمانی، این چنین اتفاق هایی، یعنی باز-زیستی یا چه بسا زیستنِ بخشِ نزیسته و دور افکنده شده‌ی زندگیِ بیمار. زمانی رخ می دهد که او آمادگی، پذیرایی و مهارت های لازم را برای مواجه شدن با آن بخش از زندگیش داراست. با این وجود نیز ممکن است باز حالِ بیمار پیش از آنکه بهبود یابد و بهتر شود، وخیم تر گردد.

اگر بدانیم مشاوره روانشناسی می تواند حال شما را قبل از بهبود، خراب کند…

شاید عجیب به نظر برسد، اما در عمل دانستن این نکته می تواند بسیار حیاتی باشد. که گاهی وقتی حال شما در طی روان درمانی بدتر می شود، این امر نشان از آن است که روزهای بهتری در راه هستند! فقط کافی است که سختی های کنونی را تاب بیاورید. و با تشدید مشکلات و اصطلاحا خراب شدنِ حال تان دلسرد نشوید. بدانید که چنین پدیده و اتفاقی امری رایج و شناخته شده در طی مسیر روانکاوی و پیموندن روندِ بهبودی است.

شما تنها نیستید و شما تنها کسی نیستید که چنین حالتی را زندگی می کند. و درمانگر شما نیز متخصصی نیست که بخشی یا جایی از کار را اشتباه انجام داده است. بلکه این خاصیت مواجه شدن با هر مشکل است: برای مطالعه بیشتر به مقاله چه موقعی بهتر است برای شروع مشاوره و رواندرمانی اقدام کنید، مراجعه کنید.

رزرو وقت روانکاوی و مشاوره روانشناسی

برای رزرو می توانید به صفحه رزرو مراجعه کنید. همچنین شاید برایتان جالب باشد که درباره نقش هوش هیجانی در زندگی، روانشناسی مثبت و منفی، دلیل تجربه کردن روابط تکراری، افسردگی، اضطراب، استرس، کمال گرایی، درمان اضطراب، درمان افسردگی، درمان استرس، درمان های خوراکی و قرص های افسردگی نیز، مطالعه کنید.

اینستاگرام تجربه زیستی

کانال تلگرام تجربه زیستی

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در pocket
Pocket
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp
اشتراک گذاری در email
Email
به این مطلب امتیاز دهید post

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 − 4 =

اسکرول به بالا