آخرین کتاب اروین یالوم

کتاب اروین یالوم؛ مساله مرگ و زندگی

کتاب اروین یالوم؛ مساله مرگ و زندگی

در فیسبوک مشغول بالا و پایین کردن نوشته ها بودم که چشمم به نوشته ای درباره آخرین کتاب اروین یالوم از خود اروین یالوم افتاد. همینطور که میخواندم، به نظرم رسید که گویا یالوم کتاب دیگری در دست نوشتن دارد. قدری متعجب شدم.

پیشتر در آخرین کتابشچگونه خودم شدماینطور گفته بود که پیری و حواس پرتی دیگر به او اجازه سخنرانی و نوشتن کتاب نمیدهد. و در خزینه ذهناش که جست و جو میکند، دیگری کتابی نمییابد.

 

اروین یالوم و چگونه خودم شدم

خاطرم هست این کتاب یالوم را که دست گرفتم، زمین نگذاشتمش. اروین یالوم در آن کتاب کلیت زندگی خودش را جمع بندی کرده بود. از پشت پرده برخی اتفاق ها در زندگی اش – که همواره پنهانشان کرده بود – نوشته بود. و مثل همیشه روایتی خواندنی را پیشکش خوانندگان کرده بود.

برایم جالب بود که چطور حتی یک درمانگر کهنه کار ۸۰ ساله، همچنان به دوران کودکی خودش فکر میکند. شاید اگر بگوییم احتمالا این چند صدمین بار بوده که یالوم درباره کودکی اش فکر کرده و نوشته، بیراه نباشد. با خودم فکر کردم: آیا من هم به مسیری مشابه میروم؟

 

کتابی که آخرین کتاب یالوم نشد: چگونه خودم شدم

اروین یالوم نظاره گر است. او همه چیز را میبیند. چندی پیش شعری نوشتم که خطاب به او بود. اما هرگز تمامش نکردم. الان به این فکر میکنم که شاید خوب باشد شعر را دوباره بازخوانی کنم. یالوم در قریب به ۶۰ سال گذشته، خودش را متعهد به روایت سرگذشت دیگران کرده است. او میبیند.

و حالا در آخرین کتابش، اروین ۸۰ ساله نوشته بود که دیگر کتابی برای نوشتن ندارد. پسِ ذهنش خالی است. چیزی آنجا باقی نمانده و او حالا به استقبال روزها و در بهترین حالت سالهای پایانی عمرش میرود.

 

آیا تنهایی و سکوت و فرو رفتن در خود سرنوشت همه است؟

اروین یالوم که مینوشت، دیگر نمینویسد. او روایتگر مرگ آگاهی بود. روایتگر ترس های عمیق بشری و شیوههای وجودی و بس بسیار بشری برای کنار آمدن با آن ترس ها. وقتی که دریغهایش در قبال دیگران را میخواندم ندایی از درونم تایید میکرد که همواره این را میدانستم. اندوهی همزمان با این تایید در من پدیدار میشد و گریستن پیش از سپیده‌دم، تنها کار واقعی بود. اندوهی به وسعت تمامی دوست داشتن های ابراز نشده. اندوهی به قدر رنج های بی پایانِ درک نکردن همدیگر.

 

زوج دوست داشتنی دیگر زوج نیستند

حالا مریلین یالوم فوت کرده است. چشمم ناگهان به این بخش از نوشته افتاد که یالوم گفته بود: ۱۴ ماه است که همسرم فوت کرده. کتابی را که با هم شروع کرده ایم، ماه گذشته به اتمام رساندم. متاسفانه این خصلت شبکه های اجتماعی انگار هرگز درست بشو نیستند. آدم حس کسی را دارد که پنهانی نامههای دیگران را میخواند.

در سرم سوالات زیادی شکل گرفت. من اروین یالوم را میشناسم. او را از میان خط به خط نوشتههایش چشیده ام. در خلوت با او در دلم فکر کرده ام. و در نهایت مسیرم را از او جدا کرده ام. اما بهرحال من اروین یالوم را میشناسم. او چنان خودش را در میان میگذارد که آسیب پذیری به مثابه گوهری خواستنی جلوه میکند.

 

شروع به نوشتن کتاب برای مشاهدهدوره بیماری

اروین یالوم نوشته بود که آنها کتاب را وقتی شروع کرده اند که تشخیص سرطان مریلین را دریافت کرده اند. نوشتن، پیشنهاد خود مریلین بوده است. او میخواسته در این کتاب از شیوهای که فصل پایانی زندگی، و گرفتن تشخیص قطعی بیماری بر روی زندگی شان اثر میگذارد، برای خود و دیگران بنویسند.

یالوم نوشته بود کتاب که به نیمه رسید، همسرم فوت کرد و من هنوز در داغ و سوگ او هستم. با خودم فکر میکنم که از دست دادن شریک ۶۰ ساله زندگی مشترک، چگونه باید باشد؟ یاد همسر هرمان هسه میافتم. او نیز در سنین پیری هرمان هسه را از دست داد. به این فکر میکنم که مریلین شاید به فکر اروین بوده است. ایده نوشتن کتاب، راهی است برای اینکه یالوم را از سقوط به درههای اندوه باز دارد. با این فکر، موجی از اندوه و عشق در وجودم فوران میکند.

 

مساله مرگ و زندگی؛ آخرین کتاب اروین یالوم

یالوم چه چیزی را ناگفته باقی گذاشته است؟ او در مامان و معنی زندگی، به عمق سوگ سفر کرده است. در نیچه گریست، تنهایی یک فیلسوف را به خوبی به تصویر کشیده است. در  رواندرمانی اگزیستانسیال، کاوش هایش در نوشتههای ادبی و فلسفی قرن گذشته را به روشی درمانی بدل کرده است.

او حالا مثل خیلی های دیگر صرفا همین شبکه های اجتماعی را دارد تا از آن طریق با دیگران صحبت کند. از کتاب آخرش گفته بود. نوشته ای جداگانه را خواندم که گفته بود در این سن، دیگر چندان مصاحبه نمیکند. بعد هم گفته بود یکی از آخرین مصاحبههایم فلان روز است.

 

درمانگری تا آخرین نفس

شمار درمانگرهایی که تا آخرین روزها کار می‌کنند، کم نیستند. به خودم فکر می‌کنم و به روزهای پایانی خودم. اضطراب مرگ، موجی از علاقه و تکاپو را در وجودم زنده می‌کند. به تعهد درمانگری فکر می‌کنم. یک درمانگر تا روزهای آخر می‌کوشد. اروین یالوم با سوگ مواجه می‌شود. حتی اگر این سوگ، بسی دیرهنگام زیستن خودش را اظهار کرده باشد.

مرگ و زندگی؛ اینجا و اکنون

به روان‌درمانی که فکر می‌کنیم، گاهی تصور می‌کنیم باید درمان شویم، تا زندگی کنیم. در حالیکه زیستن در اینجا و اکنون، تمامی زندگی است. مواجهه با تمامیت لحظه حال و پذیرش بی قید و شرط آن، هدف درمان است. حتی اگر این لحظه، در آستانه باشد.

در آستانه نیستی، حتی آنجا نیز می‌شود اصیل زیست. چقدر گفتن این جملات سخت است. ترسناک است. خبر از پیمان و عهدی دارد که میان خود و خود است. یک درمانگر تا آخرین نفس دست از زیستن و زندگی نمی‌کشد. این پیمانی است که انگیزه نوشتن یک کتاب در نود سالگی و برای سوگ همسری پیر و سالخرد است.

آخرین کتاب اروین یالوم
اروین و مریلین یالوم
مرگ در فیسبوک اروین یالوم

سوگ درمانگر، قصه پرداز تیرگی و روشنا، او که همواره صحبت از زندگی اصیل می‌کرد. و او که مرگ آگاهی را به دنیای روان درمانی بازگرداند. حالا خودش بیش از همیشه به مرگ نزدیک است. در فیسبوک اروین یالوم که قدری چرخیدم، حضور مرگ را احساس می‌کردم.

هر نوشته انگار که آخرین نوشته است. اما اروین همچنان در آستانه نود سالگی مشغول تلاش است. او هنوز می‌نویسد. این فعالیت، مدفون کننده و واپس‌زننده حضور آشکار مرگ در میان سطور یالوم نیست.

ترجمه کتاب مساله مرگ و زندگی؛ آخرین اثر اروین یالوم

احتمالا کتاب مساله مرگ و زندگی به زودی در ایران نیز منتشر می‌شود. یالوم خوانندگان زیادی دارد و هر کتابش را با تغییر عنوان منتشر می‌کنند. هر انتشارات، یک عنوان متفاوت! عموما یالوم را به قلم صمیمی و خودمانی سپیده حبیب خوانده ام. نه سال پیش بود که از جا افتادگی بخشی از یکی از داستان‌ها در کتاب دژخیم عشق، حسابی عصبانی شدم.

تصمیم گرفتم به خودم انگلیسی یاد بدهم تا هرگز دوباره در چنین موقعیتی قرار نگیرم. گویا بخشی از داستان، حاوی اشارات زناشویی بوده است. به همین جهت از متن ترجمه حذف شده. یاد گرفتن انگلیسی، ارزشش را داشت.

منتظر چاپ کتاب آخر یالوم نیستم

نمی دانم آیا کتاب آخر یالوم را بزودی خواهم خواند یا نه. یالوم از آن دست نویسنده‌هایی نیست که شما کتاب‌هایش را بردارید و یکی پس از دیگری بخوانید. هدف این دست نویسنده‌ها این است که شما در میانه‌ راه به خودتان بیایید. با این بخود آمدن، شما ممکن است دنبال کردن هر چیز غیر اصیل را کنار بگذارید. حتی اگر خواندن کتاب خود نویسنده باشد (از نظر شما).

شاید سالهای دیگر

دو سه سالی است که چیزی از اروین یالوم نخوانده‌ام. چراغ مرگ آگاهی، مواجهه با پوچی زندگی و دغدغه های وجودی زندگی که اروین یالوم روشن کرده، پابرجا و موثر است. اما چراغ دار پیشتر اعلان کرده بود که آن را در نامتناهی هستی و نیستی زمین گذاشته است.

مسائل وجودی، علمی نخواهند شد

مسائل وجودی در تجربه زیستی هر فرد قرار دارند. اگرچه می‌شود آنها را به صورت علمی نیز مورد بررسی قرار داد، اما در نهایت زیستن با تمام وجود در هیچ چارچوب علمی نمی‌گنجد.

زندگی کردن به این سبک، هنر بزرگی است. آدمی بایست به عمق وجودش سفر کرده باشد تا سرانجام بخواهد با تمام وجود زندگی کند. خاطرم می‌آید یالوم خاطره ای نوشته بود از روز بزرگداشتش در دانشگاه استنفورد.

سخنران از پیشرفت های روز علم روان گفته بود و دست آورد های پژوهشی را مرور کرده بود. یالوم نقل می‌کند که با خودم نشسته و در فکر فرو شده بودم. آیا واقعا این آینده رشته ماست؟ انتقال دهنده‌های عصبی، داروهای جذب و بازجذب، سروتونین، دوپامین،…آیا دیگر خبری از زیستن اصیل نیست؟

هریک از ما دو بار میمیریم.

او می‌گوید: هر یک از ما دو بار می‌میریم. یکبار زمانی که برای آخرین بار چشمانمان را می‌بندیم. و بار دیگر وقتی که خاطرمان در ذهن آخرین کسی که ما را بخاطر داشته، پایان می‌پذیرد.

 

مستند درمان یالوم Yalom’s Cure
مستند درمان یالوم در سال ۲۰۱۴ به بررسی شیوه درمانی اروین یالوم پراخته است. همچنین، پشت پرده جالبی از زندگی شخصی اروین و مریلن یالوم را نشان می‌دهد. شاید برایتان جالب باشد. از اینجا ببینید. برای رزرو وقت، می‌توانید از اینجا اقدام کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 3 =

اسکرول به بالا