روانکاوی

روانکاوی در واقع ترجمه ای نه چندان دقیق از لغت Psychoanalysis است. امروزه بین متخصصان اصطلاح «روان‌تحلیلی» بیش از روانکاوی بکار برده می شود. آنالیز کردن، الزاما به معنی کاویدن نیست. در نگاه فروید، کار و کنش روانکاوی قرابت بالایی با کاوش های باستان شناسانه Archaeological Excavations داشت.

به همین جهت، واژه روان‌کاوی، به معنی کاوشگری در روان برای سرآغاز کار روانکاوی، ترجمه ای مناسب بوده است. برای شخصی که همچنان به کاوشگری ادامه می دهد و پایبند به نظریات فروید، یونگ، وینیکات و سایرین نیست، همچنان تعبیر کاوشگری در روان، می تواند مناسب باشد. اما به نظر می رسد که واژه تحلیل کردن، بیشتر رنگ و بوی انجام کاری مشخص و معین را به ذهن متبادر می کند. به همین جهت، برای اشاره به بُعد درمانی و نه نظری این روش، مناسب تر است.

روان‌پویشی، روان‌کاوی، روان‌تحلیلی

برخی از نویسندگان در حوزه روانکاوی، برای آنکه بتوانند درباره این حوزه صحبت کنند و اسیر جدل های درون گروهی نشوند، از تعابیر دیگری بهره می برند. به طور معمول وقتی صحبت از درمان های روانکاوانه Psychoanalytical Psychotherapies می شود، اشاره به تمامی درمان هایی است که پس از فروید در دامان روانکاوی رشد کرده اند.

بسیاری از درمان ها القاب متفاوتی را بر وری خود نهادند. برای مثال: روان‌شناسی تحلیلی Analytical Psychology که توسط کارل یونگ بنیان گزارده شد. و یا عنوان روان شناسی فردی Individual Psychology که آلفرد آدلر برای ابراز نگاه خود برگزید. برای اشاره به تمامی این نوع درمان ها، از تعبیر روان‌پویشی Psychodynamic استفاده می شود تا نگاهی فراتر و وسیع را به ذهن متبادر کند.

روان‌پویشی کوتاه مدت

بواسطه طولانی بودن پروسه روانکاوی و عدم پوشش بیمه ای این حرفه در بسیاری از کشورهای جهان، همچنین فقدان بررسی های آماری و اثبات پژوهشیِ اثربخشی درمان های روانکاوانه، و همچنین پاسخ دهی و بروز رسانی فرضیات گسترده روانکاوی، شاخه ای از این نوع درمان ها تحت عنوان روان‌پویشی کوتاه مدت ایجاد شد.

روان‌پویشی کوتاه مدت با کنار گذاشتن بسیاری از فرضیات نه چندان اثبات پذیر موجود در درمان های تحلیلی، سعی در حفظ کلیت نگاه پویشی به روان داشت. این نوع از درمان ها، خصوصا روان‌پویشی فشرده کوتاه مدت Intensive Short-Term Psychodynamic Psychotherapy توانست در مدت زمان کوتاهی (شش ماه تا یکسال) ثمرات روشنی را بر اساس بررسی ها و تحقیق های بالینی به نمایش بگذارد.

تلفیق روان پویشی فشرده کوتاه مدت و بهشیاری

روان پویشی فشرده کوتاه مدت، به تعبیر جان فردریکسن نوعی مدیتیشن هدایت شونده است. در این روش، روان درمانگر لحظه به لحظه می کوشد تا روند درمان را ارزیابی کند moment to moment psychodiagnosis. همچنین، عمده توجه بر روی آوردن نگاه به جریان ذهن و آنچه که افکار و احساسات ایجاد می کنند، قرار دارد.

در روان پویشی کوتاه مدت، روان درمانگر به بیمار خود نشان می دهد که چگونه یک فکر می تواند احساس و یا دقیق تر، حالات بخصوصی را در او ایجاد کند. همچنین، چگونه توجه و تجربه احساسات می تواند باعث کنار رفتن اضطراب و عادت های خودکار ذهنی شوند. عمده توجه در روان پویشی فشرده کوتاه مدت، شناخت و تجربه و تاب آوری احساسات گوناگونی است که با آن مواجه می شویم.

عصب-روانکاوی و بررسی عصب شناختی فرضیات روانکاوانه

روانکاوی همواره علمی پر حاشیه بوده است. همچنین، طرفداران این حرفه، بعضا از انجام دادن پژوهش های عینی برای نشان دادن ثمرات کار خود خودداری کرده اند. از نگاه بسیاری از روانکاوها، کار روانکاوی را فقط به صورت مواجهه مستقیم از طریق انجام کار بالینی می تواند سنجید و ارزیابی کرد. به همین جهت، مطالعات موردی Case Study نقش پررنگی در بررسی های بالینی و پژوهشی روانکاوی داشته است.

از جایی که امروزه بسیاری از درمان ها از پیشروی های عصب شناختی بهره می برند، دانشمندانی همچون مارک سولمز کوشیده اند تا فرضیات اساسی و مهم روانکاوی را از راه مطالعات عصب شناختی رد یا تایید کنند. به این شاخه از علم که تلفیقی از عصب شناسی و روان تحلیل گری است، عصب-روانکاوی Neuro-Psychoanalysis گفته اند.

کاربرد روانکاوی در بررسی آثار هنری

یکی از کاربرد های روانکاوی که همواره بین علاقه مندی های شخصی من بوده، نگاه روانکاوانه به آثار هنری است. نگاه روانکاوانه قابلیت ارائه تحلیل های مفصل را پیرامون یک نقاشی، مجسمه، داستان و شعر و  خصوصا سینما و تئاتر داراست. از این نگاه، روانکاوی و روان شناسی تحلیلی، برای فهم ذهن سازنده اثر و انگیزه های هشیار و ناهشیارش بکار گرفته می شود.

همچنین، از روانکاوی برای درک ارتباط اثر هنری با جامعه و فرهنگ استفاده های بسیاری می شود. توجه به بُعد نمادین هنر و آثار هنری، در بین نقاشان، فیلم سازان، موسیقی دانان، نویسندگان، مجسمه سازان و سایر هنرمندان در یک قرن گذشته، رشد به نظر برجسته ای داشته است.

اهمیت کارل یونگ برای مطالعه روان شناسی تحلیلی

کارل یونگ، برخلاف زیگموند فروید، نگاهی بین فرهنگی و عمیق تر را اتخاذ کرد. به تعبیری، روش یونگ را روان‌شناسی عمقی یا Depth Psychology نیز می گویند. کارل یونگ بسیار منتقد علاقه روز افزون به حکمت شرقی در غرب بود. او معتقد بود که حکمت شرقی چندان مناسب روحیه غربی نیست. در عین حال، او بر این فکر بود که تا سالها، غرب از حکمت شرقی بهره مند خواهد شد. به همین جهت، یونگ بخش زیادی از عمر حرفه ای خود را به مطالعه شرق و فرهنگ های شرقی اختصاص داد.

شاید یکی از دلایلی که باعث استقبال از کارل یونگ در بین شرقی ها شده است، همین تشابه میان نظرات او با حکمت شرقی و همچنین تلاش برای توضیح دادن پدیده های روان شناختی بر اساس گذشته جمعی بشر است. در واقع، شرقی ها از یونگ برای آشنایی با فرهنگ های شرقی استفاده می کنند! ناهشیار جمعی، آنیما، سایه، نیمه تاریک وجود، خویشتن، عقده، کهن الگو،…از جمله واژگانی است که از راه روان شناسی تحلیلی یونگ وارد ادبیات و افکار ما شده است.

نگاه به اساطیر و اهمیت آن در روان شناسی تحلیلی

در روانشناسی تحلیلی، نگاه به اساطیر همواره مهم بوده است. البته نه در همه رویکردهای تحلیلی یا روانکاونه. برای نمونه، شاید اهمیت اساطیر امروزه به امری ثانوی و دور افتاده در بسیاری از درمان های تحلیلی بدل شده است. از نگاه به اساطیر برای آموختن معناهای داستان های اسطوره ای و کارکردشان برای شناخت، رشد و بسط شخصیت استفاده می شود.

فرض بر آن است که برخی از داستان های اساطیری و کهن الگویی بواسطه آنکه به همه بشر تعلق دارند و در ناهشیار (فردی یا جمعی) او نمود دارند، می توانند هم اکنون نیز بعنوان ابزاری برای شناخت خود و جهان هستی مورد استفاده قرار گیرند.

تعبیر خواب و تفسیر رویا

در واقع روانکاوی اولیه را می توان علم تفسیر خواب نامید. در ابتدای شکل گیری روانکاوی، نگاه به رویا از اهمیت حیاتی و محوری برخوردار بود. نگاه به رویا و معنای آن، از دریچه رویکردهای مختلف روان تحلیلی طنین و معنای بسیار متفاوتی با همدیگر دارند. برای نمونه، از نگاه یونگ بسیاری از رویاها خاصیت کهن الگویی دارند، در حالیکه فروید اساسا کارکرد رویا را تحقق آرزو می دانست.

در درمان های کوتاه مدت، رویا تقریبا هیچ نقشی ندارد. تا جایی که روان درمانگر ممکن است نه تنها در مورد خوابی که مراجع دیده است کنجکاوی نشان ندهد، بلکه به صورت فعالانه بکوشد تا از رفتن به درون رویا و تحلیل آن اجتناب کند. اقتضای محدودیت زمانی که در رویکردهای کوتاه مدت به صورت محوری تعیین شده اند، پرداختن به بسیاری از موضوعات ماسبق بر این مهم را به اموری دور و حاشیه ای بدل کرده است.