روان درمانی

روان درمانی ؛ هر آنچه باید درباره روان درمانی بدانید!

روان درمانی چیست؟ روان درمانی علم است یا هنر؟ تفاوت بین روان درمانی و مشاوره در چیست؟ آیا روان درمانی همان روانکاوی است؟ آیا روان درمانگر همان روانپزشک است؟ و سوالات بسیار مشابه دیگری که هر کدام مطلب خاص خودش را دارند.

روان درمانی علم است یا هنر؟

بگذارید به این سوالات به طور مختصر پاسخ بدهیم. روان درمانی هنر است یا علم؟ شاید برای شما عجیب به نظر بیاید، اما بحث ادامه داری در بین روان شناس ها وجود دارد و بسیاری تلاش کرده اند به این سوال پاسخ بدهند. برخی معتقدند روان درمانی دقیقا یک علم است، درست مثل جراحی، پزشکی تخصصی قلب، و سایر حوزه های سلامت.

استدلال آنها اینگونه است که می‌گویند: روان درمانگر باید بر اساس نتایج پژوهشی، برای شناخت بیماری های روانی دوره ببیند، و درمان یک بیماری می بایست بین متخصص های مختلف یکسان باشد. همان طور که شما وقتی برای درمان کلیه، کبد، ریه، قلب، و سایر اعضا و جوارح خودتان اقدام می‌کنید. بیماری اگر درست تشخیص داده بشود، یک نام دارد، و یک یا چند لاین درمانی خواهد داشت.

به همین شیوه، مثلا درمان افسردگی می‌بایست بین متخصص های مختلف یکسان باشد. همه بایست بر اساس یک سری الگو افسردگی را فرمول بندی کنند. و این یعنی، همانگونه که کتاب های مرجع پزشکی همگی اصول یکسانی را آموزش می‌دهند، کتاب های مرجع روان شناسی بالینی نیز باید شیوه های مشابهی را آموزش دهند.

در مقابل،  روان شناس های دیگر بر این عقیده اند که روان درمانی اساسا یک هنر است. طبیعتاً یک روان درمانگر باید همه علم لازم را برای شناخت و درمان بیماری های روان شناختی بلد باشد. اما روان درمانی نممی تواند مانند سایر رشته های حوزه سلامت نگریسته شود. روان درمانی از جایی که با چیزی سر و کار دارد که اساساً مادی نیست، هرگز نمی تواند به شکل پوزیتیویستی تبدیل به یک علم شود.

منظور از آنچه مادی نیست، روان آدمی است. برای نمونه، بسیاری از افرادی که طرفدار نگاه به روان درمانی و مشاوره به مثابه یک علم هستند، دست آخر روان را به مغز تقلیل می‌دهند. تقلیل گرایی روان به مغز یعنی نگاه به مغز به عنوان خواستگاه و زایشگر روح و روان. پس در نتیجه بیماری های روحی و روانی نیز، همان بیماری های مغزی هستند.

اصالت ایده در برابر اصالت ماده

در برابر، کسانی که مدافع نگاه به روان درمانی به عنوان یک هنر هستند، مخالف تقلیل دادن روان به مغز هستند. به دیدگاه فلسفی که بیماری های روانی را ناشی از جسم (مغز) می‌داند، سوماتوژنیس گفته می‌شود. سوما یعنی جسم، ژنیس (جنسیس) به معنای آفرینش یا زایش است. یعنی اصل و اساس بیماری از جسم زاده شده است. این دیدگاه نزدیکی بسیاری با نگاه متریالیستی دارد. نگاه  غالب در علم، نگاه متریالیستی است.

کسانی که به اصالت ایده یا فکر (همان ذهن)  باور دارند، استدلال می‌کنند که ریشه اختلالات روان شناختی سایکوژنیک است. سایکی psyche یعنی روان، و سایکوژنیک یعنی زاده شده از روان. برای نمونه، افلاطون از طرفداران این نگاه است. اگر چه فلیسفوفان و روان شناس هایی که مدعی هنر بودن روان درمانی هستند به اهمیت فعل و انفعالات مغزی واقف هستند، اما الزاما طرفدار نگاه سایکوژنیک نیستند.

حال روانکاوی و روان شناسی اگزیستانسیال، انسان گرایی، و مکتب هایی از این قبیل مدعی هستند که بین مغز و روان رابطه‌ی علت و معلولی وجود ندارد، بلکه این دو هم ارز یکدیگر هستند. یعنی هیچ یک از این دو قابل تقلیل دادن به دیگری نیست. در نتیجه نمی‌توان روان درمانی و مشاوره را به عنوان صرفا یک علم در نظر گرفت.

بعلاوه، روان درمانی در بین دو نفر اتفاق می‌افتد. نمی شود نکات و تکنیک را به صورت ماشینی عرضه کرد. حالا که نمی‌شود روان را به مغز و جسم تقلیل داد، پس یعنی نمی ‌شود آن را به تکنیک و فرمول و راه درمانی خاصی نیز کاهش داد. در نتیجه روان درمانی همیشه به صورت یک هنر باقی خواهد ماند، اگرچه بسیاری تلاش خواهند کرد تا آن را به صورت تکنیک و روش درآورند.

تفاوت بین روان درمانی و مشاوره چیست؟

روان درمانی یعنی کار کردن بر روی مشکلات روانی که خود فرد یا شناخت کاملی نسبت به آنها ندارد، و یا در یافتن راه حل چندان کامیاب نبوده است. مشاوره یعنی پرداختن به مواردی که فرد مراجعه کنند آن را می‌شناسد و نیازمند مشورت گرفتن برای انتخاب راه حل مناسب است. و ممکن است خود او نیز چند راه حل در ذهنش داشته باشد.

روان درمانی حداقل ۶ ماه به طول می‌انجامد، در حالیکه مشاوره ممکن است در طی چند جلسه انجام شود. در مشاوره تغییرات بنیادین در شخصیت و وضع سلامتی فرد به ندرت اتفاق می‌افتند، ولی در روان درمانی تغییرات محدود تا بسیار وسیع رخ می‌دهد. برای مثال، تمامی افرادی که دچار اختلال شخصیت هستند، نیازمند روان درمانی هستند. و کسی که به دنبال یافتن راه حل مناسب برای اخت شدن و سازگاری با شرایط جدید کاری، تحصیلی، موقعیت زندگی خود است، ممکن است با مشاوره به نتیجه مطلوب برسد.

آیا روان درمانی همان روانکاوی است؟

روانکاوی یکی از زیر مجموعه های روان درمانی است، هرچند که نزدیک به صد سال پیش، روان درمانی و روانکاوی هم معنی بودند. عمر روان درمانی به شیوه ای که امروز می‌شناسیم، کمتر از عمر روانکاوی است. اگرچه، از منظری می‌توان گفت که عمر روان درمانی به قدمت عمر بشر است. و بشر همواره افرادی را در میان قوم و قبیله و سرزمین خود داشته است که نقش درمانگر را ایفا می‌کرده اند.

پس روان درمانی که با روانکاوی شروع شد، اکنون بزرگتر از آن است. امروزه نزدیک به ۵۰ مکتب اصلی و شناخته شده و یا نسبتا شناخته شده روان درمانی وجود دارند. روانکاوی همچنان بعنوان یکی از اثربخش ترین روش های درمان به قوت خود باقی مانده، اگرچه تغییرات اساسی بسیاری را نیز به خود دیده است.

آیا روان درمانگر همان روانپزشک است؟

در ابتدای کار روان درمانی که گفتیم همان روانکاوی بود، روانپزشک ها بیشتر به کار روان درمانی می‌پرداختند تا جایی که این حرفه نسبتا منحصر به آنها بود. شیرینک، shrink
سایکایاتریست، و روانپزشک ها ممکن است گاهی کار روان درمانی نیز در کنار دارو درمانی انجام دهند، اما تقریبا در همه جای دنیا، روان درمانگر ها از رشته‌ی روان شناسی هستند. و به همین جهت دارو تجویز نمی ‌کنند. اگر نیاز به تجویز دارو باشد، روان درمانگر از روانپزشک کمک می‌گیرد. همانگونه که وقتی یک بیمار به روانپزشک مراجعه می‌کند، در صورتی که مشکل فقط با دارو حل نشود که تقریبا همه ی مشکلات روانی صرفا به دارو مدیریت میشوند و نه درمان، روانپزشک از روان درمانگر کمک میگیرد.

در پایان هم، از جایی که دستم به نوشتن نمی‌رود مگر آنکه سعی کنم مفهوم مدنظرم را به نحوی از طریق هنر-آن قدر آشنایی اندکی که از هنر دارم- نیز به شما نشان دهم، تابلوی درمانگر Healer یا به فرانسوی  Le thérapeute اثر رنه ماگریت René Magritte را قرار می‌دهم. امیدوارم که ساعت‌ها از نگاه کردن به آن لذت ببرید!

تابو روان درمانگر
تابلو درمانگر اثر رنه ماگریت

روان درمانی

روان درمانی

اختلال ساختگی

اختلال ساختگی نیابتی: تشخیص و نشانه های سندروم مونچهاوزن

اختلال ساختگی / بیماری مونچهاوزن القا واقعی بیماری است / دیگران را به قوت متقاعد می کند که آنها یا فرد وابسته به آنها (به عنوان مثال والدین مسن، بیمار، کودک) بیمار هستند. هدف از این کار؟ صرفاً به منظور دریافت همدردی و توجه ناشی از سرپرستی و مراقبت از یک بیمار(در نتیجه اصطلاح نیابتی در انتهای عنوان اختلال)

اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی بر اساس DSM-5؛ مرجع تشخیصی اختلالات روان شناختی

تجربه اضطرابِ گاه به گاه بخشی طبیعی از زندگی است. با این حال ، افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به طور مکرر نگرانی و ترس شدید بیش از حد و مداوم از شرایط روزمره دارند. اغلب، اختلالات اضطرابی شامل قسمتهای مکرر احساس ناگهانی اضطراب شدید و ترس یا وحشت است که طی چند دقیقه به اوج خود می رسند (حملات وحشت).

خود نگاری و درمان افسردگی

خود نگاری و درمان افسردگی از طریق نوشتن روایت شخصی

در این نوشته، می‌خواهم درباره گذشته نگاری بعنوان یکی از تمرین‌های اثربخش برای افزایش سطح سلامت روانشناختی صحبت کنم. در بررسی هایی که بر روی خودنگاری انجام شده است، مشخص شده در مدت یک هفته تاثیر خوب خود را نشان دهند.

روانکاو خوب تهران

روانکاو خوب تهران؛ راهنمای انتخاب درمانگر پویشی – قسمت دوم

روانکاو خوب و انتخاب مناسب متخصص یکی از موضوعاتی که برای طی کردن مسیر روان درمانی اهمیت دارد. انتخاب یک روانکاو فقط محدود به میزان دانش حرفه‌ای بودن یک شخص نیست. روش درمانی یک روانکاو هم می‌تواند اهمیت داشته باشد.

قرص افسردگی

قرص افسردگی؛ راهنمای شناخت داروهای ضد افسردگی بهمراه عوارض جانبی

در این مقاله سعی می‌کنم نگاهی به قرص های افسردگی یا دقیق‌تر، قرص های ضد افسردگی بیاندازم. قرص های ضد افسردگی یکی از رایج ترین راه های درمان افسردگی هستند. از جایی که اکثر افراد از عبارت قرص افسردگی بجای داروی ضد افسردگی استفاده می‌کنند، در این نوشته من نیز همین کار را می‌کنم.

درمان استرس و اضطراب شدید

درمان استرس و اضطراب شدید: نشانه‌ و علائم و درمان های خوراکی

از منظر روان‌پویشی فشرده کوتاه مدت، درمان استرس و اضطراب در یک پیوستار رخ می‌دهند. در این فرمول بندی، استرس فی نفسه مشکل خاصی نیست مگر اینکه باعث ایجاد یک واکنش احساسی و هیجانی شود. برای درمان استرس و اضطراب شدید، درمانگر به شما کمک می‌کند تا بفهمید چه احساسی در درون شما می‌خواهد تجربه شود.

علت افسردگی

علت افسردگی: فرمول بندی افسردگی و ریشه یابی علت شروع

درباره درمان افسردگی بیشتر بخوانیم. در اینجا به افسردگی نگاه میکنیم. درباره افسردگی قبل تر هم نوشته شده، و احتمالا تا حدی با آن آشنا باشید. در این نوشته به فرمول بندی و ریشه یابی افسردگی می پردازیم و درباره آن صحبت می کنیم.

درمان های افسردگی

درمان‌ های افسردگی را بیشتر بشناسید

آیا شناخت علت افسردگی مهم است؟ شاید شما تصور کنید که یک روان‌شناس باید جواب این سوال را بدهد. اما نه یک روان‌شناس، روانکاو، روانپزشک، متخصص اعصاب و روان، عصب شناس، هیچ کدام نمی‌توانند جواب قطعی به این پرسش بدهند. تنها کسی که تعیین می‌کند جواب این پرسش چیست، خود شما هستید.

تشخیص افسردگی

تشخیص افسردگی؛ علائم و نشانه ها

آیا درمان افسردگی در خانه ممکن است؟ خب، در دنیا همه چیز ممکن است، پس درمان افسردگی در خانه نیز می‌تواند ممکن باشد. سوال اینجاست که چطور؟ بهرحال، تصمیم گرفته‌ام که راهنمایی برای درمان افسردگی در خانه را اینجا بنویسم. طبیعتاً این راهنما جایگزین فرایند درمان نیست، اما ممکن است به قدر کافی کارایی داشته باشد.

راه حل روانشناسی: کلیشه سکوت‌های عجیب روانکاوها

چرا روانشناس فقط گوش میکند و راه حلی نمی دهد؟ در اتاق درمان هم با این سوال بسیار مواجه شده ام. بیمارانی که می‌پرسند: آیا مشکل من راه حل روانشناسی دارد؟ و وقتی که درباره علت این سوال جویا می‌شوم، عموما به همین نقطه می‌رسیم که قبلتر به روانشناس مراجعه کرده اند و پاسخ مناسبی نگرفته اند.

روانشناس و روانپزشک

روانشناس و روانپزشک؛ بهتر است به کدام مراجعه کنید؟

اول باید پیش روان‌شناسی بروید یا روان‌پزشک؟
برای اینکه بدانیم اول باید به چه کسی مراجعه کرد، ابتدا بایست بدانیم تفاوت میان روان‌شناسی و روانپزشک چیست؟ آیا روانشناس دارو تجویز می‌کند؟ آیا روانپزشک می‌تواند کار مشاوره و روان درمانی انجام دهد؟ ابتدا بهتر است به چه متخصصی مراجعه کنیم؟

سوگ و سوگواری و روانکاوی سوگ

سوگ؛ گاهی یادم می‌رود که دیگر نیستی – تاملی در زمینه سوگ

در فقدان و سوگ، امری شناخته شده است که فرد سوگوار و آنکه با نیستی بخشی از درونیات وجودش مواجه می‌شود، گاهی فراموش می‌کند که چنین اتفاقی در واقع افتاده است. در روانکاوی به چنین پدیده‌ای با عنوان فعال شدن «مکانیزم دفاعی انکار» اشاره می‌شود.

درباره من

من احمد احمدی، روان‌شناس و روان‌درمانگر هستم. از وقتی که به خاطر می‌آورم، علاقه‌ای فزاینده نسبت به روان‌شناسی و خصوصا روانکاوی داشته ام. پس از حدود سه سالی که از آشنایی ام با روانکاوی و روان‌شناسی تحلیلی گذشت، علاقه‌مند به روان‌شناسی وجودی یا همان اگزیستانسیال شدم. دلیل ظهور این علاقه مطالعات در زمینه فلسفه و ادبیات اگزیستانسیال است. در واقع آنچه دریافتم آن بود که بسیاری از ایده های خلاقانه‌ی روانکاوها، حتی نوشتار زیگموند فروید و کارل یونگ که بزرگان روانکاوی باشند، الهام گرفته از فلسفه و ایده‌های فلسفی است.

اضطراب

اضطراب و استرس: شناخت علائم و راه های درمانی

اضطراب چیست؟ از نظر بسیاری از مردم، عباراتی مانند استرسی شدن، استرس گرفتن، عصبی شدن، اضطراب گرفتن، مضطرب شدن، ترسیدن، همه می‌توانند به یک پدیده‌ی خاص اشاره کنند. به شرایطی که ما تحت آن شرایط احساس پریشانی درونی می کنیم. از نظر روان‌شناسیک، این عبارات هر کدام معنای متفاوتی دارند و در این نوشتار سعی میکنیم به این نکته بپردازیم که چرا دانستن و تفکیک کردن این عبارات می تواند برای ما مفید باشد.

مشاوره روانشناسی و روانکاوی

مشاوره روانشناسی: آیا ممکن است با شروع روانکاوی یا در حین آن حال شما بدتر شود؟

یکی از ابعاد مهم مشاوره روانشناسی و روانکاوی که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تشدید مشکلات با شروع روند درمان است. بسیاری از افراد وقتی که به رواندرمانگر مراجعه می کنند، خصوصا کسانی که شناخت جامع و دقیقی از اینکه اساسا رواندرمانی چیست ندارند، تصور می کنند که با مراجعه به یک رواندرمانگر می بایست مشکلات شان حل شود.

شروع روان درمانی

شروع روانکاوی: وقت مناسب برای شروع مشاوره و درمان روانکاوی

برای جمع بندی می توان اینگونه گفت که: داشتن درک مناسب نسبت به زمان بر بودن انجام یک رواندرمانی واقعی، اثربخش و ماندگار، داشتن درک روشن نسبت به ارزشِ خود و سلامتی خود، و همچنین فعال بودنِ اراده برای مواجهه به مشکلات و چالش ها، مهم ترین فاکتورها هستند. فاکتورهایی که چنانچه شما آنها را در خودتان می بینید، می توانند نشانه ای از اینکه اکنون زمان مناسبی برای مراجعه کردن به یک درمانگر برای شماست، باشند.

افسرده

افسرده کیست؟ نگاه تازه به افسردگی

احتمالا همه‌ی ما نسبت به اینکه افسردگی چیست، شناخت داریم. افسردگی حالتی روان‌شناختی است که با یک جست و جوی ساده می توانید ویژگی های مربوط به آن را در اینترنت پیدا کنید. کاهش سطح انرژی روانی، احساس خستگی و بی انگیزگی، فکر کردن به گذشته و «چرا اندیشی»، دشواری در برقراری ارتباط با دیگران و انجام دادن کارهای روزمره، همه و همه از نشانه های افسردگی هستند. چرا اندیشی به آن ویژگی از افسردگی گفته می شود که برای نمونه، اول صبح یا به احتمال زیاد میانه ی روز که یک فرد مبتلا به افسردگی از خواب بیدار می شود برایش رخ می دهد.